قاضي مأمور توزيع كوپن

اوايل تابستان 1326 بود كه مأمور توزيع كوپن در طالقان شدم براي تمام منطقه طالقان مركب از هشتاد پارچه آبادي شش كميسيون تعيين شده بود... شهرك مركز طالقان با دوازده آبادي ديگر جزو حوزه كميسيون شماره 3 بود كه رياست آن را بر عهده داشتم... شهرك قصبه بزرگي بود و كار 3 جيره بندي ما در آنجا چهار روز به طول انجاميد. يك روز به خانه مردي درآمديم كه پرسش نامه بامزه اي پر كرده بود. اسم پدر خانواده قندعلي بود اسم پسرش شكر علي و اسم زنش سماور...

به خانه مرد ديگري درآمديم كه كبوترش را نيز در پرسش نامه نوشته بود. به او گفتم:"آقاي عزيز! ببخشيد ما به حيوانات كوپن نميدهيم. كبوتر دانه ميخواهد و تهيه  دانه هم بدون كوپن ميسر است."

گفت:"آقا اختيار داريد! ما اينجا حيوان نداريم."

و در پرسش نامه من، همه آدم هستند! كبوتر دختر من است و كوپن هم ميخواهد!

تازه فهميدم كه اين مرد چقدر با ذوق است و چه اسم زيبايي براي دختر برگزيده است...