پنجه پیتک آیینی بومی وزیبا در طالقان
پنج پیتک آیینی بومی وزیبا در طالقان .... ( )
انسان خسته از جهان صنعتی و گرفتار در هزارتوی ماشین و ماشین زدگی بیش از هر عصری نیازمند روی آوری به آیین و جشن هایی است که ریشه در سرشت آدمی و ارتباط دیرین او با طبیعت پیرامونش دارد . این آیین ها در نزد هر قوم و نژادی با هر زبان و رفتاری در عین حال سپاسگزاری از پروردگار تواناست .
بسیاری از جشن ها و آیین های ایرانی عموماْ ریشه در خاک این مرز و بوم داشته و بعد از اسلام نیز به حیات خود ادامه داده است مثل عید نوروز که حتی احادیث معتبری برای آن آورده شده است .
این جشن ها فضای محبت و آشتی را در میان جامعه توسعه می دهد و از خشونت ها می کاهد و باعث تقویت بنیان های همبستگی ملی میشود .
میراث و بقایای یکی از این جشن ها که ریشه در آیین های کهن ایرانی دارد هنوز در طالقان با نام پنج پیتک باقی است و کم و بیش برگزار می شود .
این آیین تا چند دهه پیش بطور گسترده برگزار میشد اما با هجوم فرهنگ شهر نشینی این آیین نیز به دست فراموشی سپرده شده و میرود که از یادها برود :
بکوشید تا رنج ها کم کنید
دل غمگنان شاد و خرم کنید
چو روزی به شادی همی بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد ؟ "حکیم ابوالقاسم فردوسی "
امسال پس از گذشت سال ها که جشن بسیار زیبا و جذاب پنج پیتک به فراموشی سپرده شده بود این آیین زیبا در روستای "سوهان" از قرای پایین طالقان و در شمال سد جدید طالقان با حضور پرشور عده ی زیادی از مردم برگزار شد .
این آیین با تاب بستن با استفاده از طنابی که با موهای بز بافته شده آغاز میشود . افراد هنگام تاب خوردن با فریاد کشیدن شادی خود را ابراز میدارند !!! زنان و دختران با چیدن سبزی های صحرایی و پختن غذاهایی بسیار لذیذ با همین سبزی ها در جشن مشارکت دارند . بخش دیگری از این آیین تب کشنی "Tab Kashani " شبیه به بازی بیس بال است که یک بازی بسیار جذاب و پر تحرک می باشد .
در طالقان و در ایام پنجه که ۲۵ فروردین ماه هر سال است و در واقع در برگیرنده ۵ روز آخر ماه میباشد آیین پنج پیتک برگزار میشد . به همین مناسبت نان های لذیذی با نام های کلوچه پیتک و اگردک و پیتک پلو هم پخته و عرضه میشد . هر چند شرح کامل و جزئیات این آیین در این مجال نمی گنجد .
اما با نقل یک شعر زیبای طالقانی که مربوط به همین آیین است آن را پایان میبریم :
بهار گل بهار من نمیرم
تابستون وقت کار من نمیرم
زمستون جمع کنم یه مشت قوتی
پنجه پیتک حصار من نمیرم
به قلم : محمدعلی صالحی طالقانی