پنجه پیتک آیینی بومی وزیبا در طالقان

پنج پیتک آیینی بومی وزیبا در طالقان .... ( )

عید

نگارجانا تی ای عیدک مبارک

نوروز

برگزاري مراسم نوروز  از سایت عزیز نگار

بعد از مدتي طبق سنت چندين ساله همه در ميدان اصلي روستا كه به گاراژ شهرت دارد جمع مي شدند و دسته جمعي از مسن ترين فرد ده بازديد مي كردند همينطور خانه به خانه مي گشتند. براي ما اين موقع بهترين وقت براي ناخنك زدن به شيريني و شكلات و ... بود چون هيچكس منزل نبود!!
اگر ديد و بازديد ها به وقت ناهار مي خورد هركسي براي صرف ناهار به منزل خودش مي رفت ناهار هم كه هميشه سبزي پلو با ماهي است. بعد از ناهار و كمي استراحت دوباره در گاراژ براي ادامه عيد ديدني ها جمع مي شدند تا عيد ديدني همه اهالي انجام شود. لازم است بگويم اگر خانواده اي در سال قبل عزيزي را از دست داده باشند چون باصطلاح نو عيد دارند هم جزء خانواده هايي محسوب مي شوند كه اول بايد به ديدن آنها رفت حتي قبل از ديدن مسن ترين فرد ده.
از روز دوم عيد ديد و بازديدهاي خانوادگي شروع مي شد كه براي ديدن اقوام پياده به روستاهاي مجاور مي رفتند. برنامه هاي عيدديدني ادامه داشت تا روز 13 فروردين از آنجا كه هميشه در فصل بهار زمينها خيس است و يا هوا باراني است معمولا ناهار در منزل صرف مي شد. اما مراسم بازي سيزده بدر تحت هر شرايطي برگزار مي شد كه شاد ترين لحظه هاي روز سيزدهم نوروز بود.
يكي از اين بازيها تب كشني نام دارد tab kashaney اين تقريبا يك بازي است شبيه به بازي بيس بال كه در فرصتي ديگر به طور مفصل قوانين و چگونگي بازي را برايتان خواهم گفت.
و اما بازي دوم تاب بازي بود، با ريسمان يا طناب روي درختهاي گردوي بزرگ تاب درست مي كردند درختهاي مشخصي بودند كه هرسال همه همان جا جمع ميشدند و به نوبت از بچه و جوان و پير همه تاب مي خوردند، قسمت هيجان انگيز اين مراسم اين بود كه وقتي نوبت به دختر يا پسري مجرد و دم بخت مي رسيد با تركه اي بلند به كف پاي او مي زدند و مي گفتند: نامزوتو بگو namzoto bogo يعني اسم نامزد و يا كسي كه دوستش داري را بگو!!
دخترهاي جوان با گونه هاي گل انداخته از گفتن جواب طفره مي رفتند و بعضي بسته به شدت ضربه ايي كه به كف پايشان مي خورد جواب مي دادند اما پسرها با فرود آمدن اولين ضربه سريع دست خود را رو مي كردند شايد هم اصلا فقط سوار تاب مي شدند تا زودتر عشق و علاقه خود را به دختر مورد نظرشان ابراز كنند.
در خصوص اين دو رسم دوبيتي هايي نيز در كتاب طالقاني سرود، سروده آقاي محمدعلي صالحي طالقاني آمده كه با اجازه ايشان برايتان مي نويسم:

سينزه اي رو بي شيم ما در بن دشت
تب كشني مي نن ايمرو به هر دشت
نگارجانم ويگي چو رو بكش تب
نگاري توپ و بين بر آسمان گشت

روز سيزده بدر ما به بن دشت * مي رويم
امروز در هر دشتي (توپ كاج) بازي مي كنند
نگارم چوب را بگير و توپ را بزن
ببين كه توپ نگارم به آسمان رفت

* بن دشت (bone dasht) اسم مزرعه

كنم خنده بهار آيم تي اي ور
بيشيم صحرا و سينزه رو كنيم در
پنجه پيتك نگار جانم بخور هوشت*
بوگو نامزتي نام دره تي پي سر

درفصل بهار خنده كنان نزد تو خواهم آمد
به صحرا برويم و روز سيزده را بدر كنيم
نگارم در روز (پنجه پيتك) * تو تاب بخور
و نام نامزدت را كه پشت سرت است را بگو

* هوشت (hosht) تاب و تاب خوردن
* دركتاب مذكور از panje pitok بعنوان مراسمي در 25 فروردين ياد شده است.

غواص

زندگي نامه مرحوم غواص باختصار

قبلا مطلبی مبنی بر اینکه آیا غواص طالقانی را می شناسید نوشتم. از جواب ها معلوم شد که بنده خدا در طالقان آن طور که برازنده اش است معرفی نشده.
در سال 1279 هجري قمري برابر با 1240 هجري شمسي در يك خانواده مذهبي در دهكده آرتون طالقان فرزندي متولد شد كه پدرش او را مهدي نام نهاد.اوتحصيلات خود را نزد عمويش ملا عبد الكريم كه از خطاطان معروف قرن سيزدهم بود و در نوشتن خط نستعليق شهرت داشت به اتمام رسانيد. مرحوم ملا كريم در سال 1300 هجري شمسي وفات يافت و مرحوم غواص تحصيلات خود را نزد علماي ديگر زمان تكميل كرد. از آرتونيهاي قديم سينه به سينه نقل مي شود كه به مرحوم غواص بار ها در حالا ت عرفاني (خلسه) الهام شده كه شما بايد ذاكر اهل بيت (ع) باشيد . آنگاه زبانش گويا و قلمش شيوا گرديده و مرثيه ها ي بسيار غني و اشعار ادبي بسيار عالي سروده است. مرحوم غواص سالهاي زيادي از عمر شريف خود را در طالقان و رودسر و لنگرود و تنكابن به شغل معلمي گذرانده است و چند سالي هم معلم ادبيات و عربي مدرسه اتفاق رود سر بوده كه از اولين مدارس به صورت جديد با ميز و نيمكت بوده است. مرحوم پدر بزرگم که خود زمانی ملا و کدخدای ده بوده اند از شاگردان غواص مرحوم می باشند.
ایشان در ضمن معلمی مراثی و اشعار ادبی خود را به صورت کتابهایی برای اشخاص مهم زمان خود می نو شتند که این جزوات مرثیه های او در تمام صفحات شمال ایران و طالقان دست به دست میگشت و در مراسم عزاد اری محرم و مراسم مذهبی توسط ذاکران اهل بیت خوانده میشد. این مرثیه ها بسیارغنی و دارای آهنگ مخصوص خود می باشد.
در سال 1316 هجری شمسی در سن 76 سالگی در دهکده آرتون طالقان که مسقط الراس او بود دار فانی را وداع گفت . مزارس در آرتون زیارتگاه آشنایان و عاشقان اهل بیت است خدایش بیامرزد.
از آن مرحوم همانطور که ذکر شد مراثی زیاد و اشعار ادبی بصورت دیوانی به جا مانده
به چاپ رسیده است.در بعضی کتابهای طالقان نوشته اند به چاپ نرسیده که تصحیح می شود.