باآثاروخدمات استادغلامحسین درویش خان آشناشویم
(او موسیقی راازکنارسفره بی دردان،به میان مردم دردمندآورد!فرامرزنایبی < پارسا >)

هنرمندان ایران در یک و نیم قرن پیش به دلیل وضعیت آن روز اجتماع چاره ای نداشتند تا برای مطرح
شدن،هنرشان را به نوعی درچارچوب سلیقه های امراو وزیران و دربار و پادشاهان ارائه کنند،زیرا هنر
در انحصار آنها بود.در آن زمان درزمینه هنر موسیقی به علت وجود مطربان بی دردساز به دست،دیدگاه
چندان چندان جالبی درباره این هنر در جامعه وجود نداشت.حالا فرض کنید یک هنرمندجدی و بزرگ چه
قدر باید توانا،مقتدر و هنرور باشد که هنر والای خود را ازآن بالاها و از بین خواص به میان مردم و همه
قشرها بیاورد.اوبارفتار و کارهایش،آبروی ازدست رفته موسیقی رااحیاکرد.درآن وضعییت که درباری ها
هیچ گاه به استادان هنرمند،با وجود داشتن کمال هنری اجازه نمی دادند تا با مردم عادی برای عرضه
هنرشان ارتباط برقرار کنند،او توانست هنرش را در میان مردم تعالی ببخشد و دست به نو آوری هایی
بزند که هنوز درموسیقی ما مطرح است... نام این هنرمندکه اخلاق بسیار پسندیده و روح پاک و پر از
عاطفه اش هنوز هم در میان هنرمندان موسیقی ضرب المثل است، ((غلامحسین درویش)) ملقب به
((درویش خان )) است.غلامحسین درویش در سال1251خورشیدی متولد شد. پدرش حاج بشیر ، اهل
طالقان و مادرش از ترکمن های منطقه تکه بود.غلامحسین در کودکی مادرش را ازدست داد. پدرش که
کمی بامو سیقی آشنا بود ودرخلوت سه تارمی نواخت،غلامحسین را پس ازرسیدن به سن 10سالگی
به شعبه موزیک مدرسه نظام ، وابسته به دارالفنون که تازه تاسیس شده بود ، سپرد. درویش خان در
دارالفنون،علم موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک رافرا گرفت. پس از اتمام تحصیلات پیش یکی از
استادان تاررفت،اما پس ازچندی بااستعداد بی نظیرش از استاد جلو زدوخودش نوازنده ای درجه یک شد.
او در ادامه فراگیری موسیقی در جلسه های درس بزرگ تر ین نوازنده تار در آن زمان یعنی ( آقا میرزا_
حسینقلی)و برادر بزرگش((میرزا عبدالله)) حضوریافت و غنای بیشتری به کارش داد . هنر درو یش در آن
سن و سال نوجوانی چنان قابل توجه بودکه ناصرالدین شاه قاجارهم از آن با خبرشد.اوپس ازمرگ این شاه
به دستگاه شعاع السلطنه که حاکم فارس بوددعوت شد،اما روحیه بزرگ درویش باآن فضاها سازگارنبود؛
بنابراین دعوت شعاع السلطنه راقبول نکرد.این کار درو یش خان با واکنش تند و حتی تهدید دربار همراه بود
اما با وساطت بزرگان وساکت کردن آن والی مستبد،سندآزادی درو یش صادرشد!ازاین پس،اوبااشتیاق و
علاقه بیشتری به کارتدریس پرداخت.درو یش باتشکیل ارکسترموسیقی((انجمن اخوت))و اجرای برنامه _
های((عمومی))،گامی درجهت مردمی کردن موسیقی ایران برداشت.آن کارهاهنوزکه هنوز است،دنیایی
از زیبایی و کمال هنری و خلاقیت و تازگی با خود دارد.او در بیشتر مواقع ، در آمد کنسرت هایش را صرف
مردم فقیر ورنج کشیده و مصیبت دیده روزگارش می کرد. بر پایی برنامه برای جمع آوری کمک به قحطی
زدگان ، یتیمان بی بضاعت مدارس،غارت شدگان ارومیه وحریق زدگان آمل و ایجاد مدرسه فرهنگ از دیگر
کارهای این استاد بزرگ موسیقی بود. او در وضعیتی این کارها را می کرد که خودش وضع زندگی مرتب و
مناسبی نداشت.اوحتی به علت تنگدستی مجبور شدکه در اواخرعمر،خانه جمع و جورش رابه فروش بگذارد.
غلامحسین درو یش در کلاس های خصوصی اش به احوال شاگردان مستمند و با استعداد خود رسیدگی
می کرد و حتی مثل پدری دلسوز،به آنها پول تو جیبی هم می داد!او اولین کسی بود که برای بانوان کلاس
موسیقی جداگانه ای بر پا کرد. از آن جا که درو یش خان ، فساد حاکم بر دستگاهای حکومتی آن روز را
می شناخت، با آزادی خواهان آن زمان همراه شد و باساختن آهنگ برای اشعار انقلابی،بامبارزان آن زمان
همکاری کرد.بیشتر تصنیف های سیاسی و اجتماعی ملک الشعرای بهار (شاعر) وعارف قزوینی(شاعر،
ترانه سرا،آهنگساز) توسط اواجرامی شد.تعدادشاگردان درو یش خان بسیار زیاد بود.از مشهورترین آنان
می توان به ابوالحسن صبا (موسیقیدان بزرگ) ، مرتضی نی داود ( نوازنده تار و آهنگساز ترانه مشهور
<مرغ سحر ناله سر کن>)،دکتر نور علی برومند( اولین استاد گروه موسیقی دانشگاه تهران) و... اشاره
کرد.مخترع شکل امروزی ارائه موسیقی ایرانی ما که در ابتدا با مقدمه ( پیش در آمد) شروع می شود و
شنو نده را با حال وهوای کارآشنامی کندو در ادامه به ساز و آواز و تصنیف و درانتها به قطعه تندی به نام
رنگ ختم می شود،کسی جزدرو یش خان نیست.تاقبل ازدوران او،ساز تار پنج سیم داشت و او برای کامل
کردن تار،سیم ششم را به آن اضافه کرد. نوازندگی تار و سه تار درو یش،نشانه ای از لطف و زیبایی و آوای
مهربانی بود؛درست مثل شخصیت بزرگ خودش.از هنرمندان معاصرامروز دیارماکه طی چهاردهه و بیش از
بقیه در زمینه باز خوانی،اجرا و مطرح کردن آثار و تصنیف های به جا مانده از درو یش خان تلاش کرده اند،
می توان به استاد محمد رضا شجریان اشاره کرد.غلامحسین درو یش خان در پاییز 1305خورشیدی بر اثر
تصادف درشکه حامل او باماشین،دچار ضربه مغزی شد و جانش را از کف داد.
برروی سنگ مزاردرو یش خان که درگورستان
ظهیرالدوله تهران قراردارد،چنین نوشته اند:
درویش اگرازاین جهان رفت
مشنوکه فقیروناتوان رفت
درویش هنرور زمان بود
استادهنرور زمان رفت
فریادزبوستان برآمد
کان بلبل خوش زبوستان رفت

روح و روانش شاد.
 


1288482275_darvish.jpg