نواب
فروردين ماه ۱۳۲۴- احمد كسروى كه از دو سال قبل به ترويج مكتبى به اصطلاح پاكدينى مى پرداخت و مخالفت خود را به اسلام آشكارا نشان داده بود، بر دامنه فعاليت هايش افزود. نواب صفوى كه پيرو راستين دين اسلام بود، تصميم گرفت براى جلوگيرى از كارهاى كسروى به ايران بازگردد. او پس از ورود به تهران با آيت الله سيدمحمود طالقانى ديدار كرد. ايشان پيش از هرچيز به نواب صفوى توصيه كرد كه از راه مجادله و مناظره با كسروى، وى را از راهى كه در پيش گرفته است، بازدارد.
سيدمجتبى پذيرفت اما هربار كه به كسروى مراجعه كرد، وى حاضر به پذيرش نواب نشد. سيدمجتبى هم اعلام كرد: كسروى مرتد است وبايد او را كشت. بنابراين چند روزى با اسلحه سرد به كمين او نشست و وقتى متوجه شد از اين راه به جايى نمى رسد، با كمك آيت الله حاج شيخ محمدحسين طالقانى كه امام جماعت مسجد ظهيرالاسلام بود، اسلحه اى كمرى تهيه كرد و ۸ ارديبهشت ۱۳۲۴ به سراغ كسروى رفت. اما هنگام شليك گلوله متوجه معيوب بودن اسلحه شد و با ضربات مشت و لگد تلاش كرد، كسروى را از پاى درآورد. دراين هنگام مأموران سررسيدند و او را به شهربانى منتقل كردند. در روزهاى دوم و سوم توقيف او مردم دسته دسته به پايتخت مى آمدند تا پشتيبانى خود را از نواب اعلام كنند. سرانجام حكومت تحت فشار مردم مجبور شد با قرار ۱۲ هزارتومان، نواب را يك هفته پس از دستگيرى آزادكند.
اسفندماه ۱۳۲۴ _ سيدمجتبى نواب صفوى كه بعد از آزادى از زندان پيشرفت بيش از پيش كسروى را مشاهده مى كرد، متوجه جريان خطرناكى به رهبرى كسروى شد كه هدف آن تنها نابودى اسلام، مظاهر و اصول و ارزشهاى اسلامى است. اما بعد از تجربه اى كه به دست آورده بود، آگاه شده بود كه مقابله با چنين جريانى، نيازمند ايجاد تشكيلات منسجم نظامى _ سياسى در قالب آموزشهاى اسلامى است و اين تشكيلات بايد متشكل از عناصرى زبده و داراى روحيه ايثار، شهامت، شجاعت و جان نثارى باشد. نواب صفوى با اين انديشه ها اواخر سال ۱۳۲۴ شمسى چنين تشكيلاتى را بنيان نهاد تا از اين طريق به ساماندهى نيروهاى جوان و فعال بپردازد. او اسفندماه ۱۳۲۴ با صدور اعلاميه اى، موجوديت اين جمعيت را با عنوان «جمعيت فدائيان اسلام» اعلام داشت. نواب صفوى بعدها خود درباره چگونگى تشكيل اين جمعيت، گفت: درجريان غائله كسروى احساس كردم كه جامعه از نظر تشكيلاتى فاقد يك نظام درست است... ابتدا پس از اينكه رضاخان تلاش كرده بود جمعيت ها و هيأت هاى مذهبى را از ميان ببرد، سعى كردم هيأت هاى مذهبى را زنده كنم. لذا براى اولين بار جمعيت مبارزه با بى دينى را پايه ريزى كردم.
نواب
سيدمجتبى پذيرفت اما هربار كه به كسروى مراجعه كرد، وى حاضر به پذيرش نواب نشد. سيدمجتبى هم اعلام كرد: كسروى مرتد است وبايد او را كشت. بنابراين چند روزى با اسلحه سرد به كمين او نشست و وقتى متوجه شد از اين راه به جايى نمى رسد، با كمك آيت الله حاج شيخ محمدحسين طالقانى كه امام جماعت مسجد ظهيرالاسلام بود، اسلحه اى كمرى تهيه كرد و ۸ ارديبهشت ۱۳۲۴ به سراغ كسروى رفت. اما هنگام شليك گلوله متوجه معيوب بودن اسلحه شد و با ضربات مشت و لگد تلاش كرد، كسروى را از پاى درآورد. دراين هنگام مأموران سررسيدند و او را به شهربانى منتقل كردند. در روزهاى دوم و سوم توقيف او مردم دسته دسته به پايتخت مى آمدند تا پشتيبانى خود را از نواب اعلام كنند. سرانجام حكومت تحت فشار مردم مجبور شد با قرار ۱۲ هزارتومان، نواب را يك هفته پس از دستگيرى آزادكند.
اسفندماه ۱۳۲۴ _ سيدمجتبى نواب صفوى كه بعد از آزادى از زندان پيشرفت بيش از پيش كسروى را مشاهده مى كرد، متوجه جريان خطرناكى به رهبرى كسروى شد كه هدف آن تنها نابودى اسلام، مظاهر و اصول و ارزشهاى اسلامى است. اما بعد از تجربه اى كه به دست آورده بود، آگاه شده بود كه مقابله با چنين جريانى، نيازمند ايجاد تشكيلات منسجم نظامى _ سياسى در قالب آموزشهاى اسلامى است و اين تشكيلات بايد متشكل از عناصرى زبده و داراى روحيه ايثار، شهامت، شجاعت و جان نثارى باشد. نواب صفوى با اين انديشه ها اواخر سال ۱۳۲۴ شمسى چنين تشكيلاتى را بنيان نهاد تا از اين طريق به ساماندهى نيروهاى جوان و فعال بپردازد. او اسفندماه ۱۳۲۴ با صدور اعلاميه اى، موجوديت اين جمعيت را با عنوان «جمعيت فدائيان اسلام» اعلام داشت. نواب صفوى بعدها خود درباره چگونگى تشكيل اين جمعيت، گفت: درجريان غائله كسروى احساس كردم كه جامعه از نظر تشكيلاتى فاقد يك نظام درست است... ابتدا پس از اينكه رضاخان تلاش كرده بود جمعيت ها و هيأت هاى مذهبى را از ميان ببرد، سعى كردم هيأت هاى مذهبى را زنده كنم. لذا براى اولين بار جمعيت مبارزه با بى دينى را پايه ريزى كردم.
نواب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۴/۱۰/۲۷ ساعت ۱۱:۵ ق.ظ توسط محمد علي صالحی
|