Monday, May 30, 2005

ترک آباد

پنجشنبه عصر که از طالقان برمی گشتم در این فکر بودم که فورا برایتان از زیباییهای طالقان بنویسم،اما بعد یاد دوستمان افتادم وفکر کردم از آنجا که در یک حکومت دموکراسی حقوق اقلیت هم باید رعایت شودزیاد خاطرش را با تقویم و سفرنامه مشوش نکنیم.
الان هم فکر نکنید می خواهم بگویم چقدر طالقان زیبا بود؛فکر نکنید می خواهم بگویم جز سرسبزی چیزی نبود؛فکر نکنید می خواهم بگویم دامنه ها پر از گله های گوسفندانی بود که چرا می کردند؛ آسمان آبی بود و هوا آنقدر پاک که یک تهرانی حتی تصورش راهم نمیتواند بکند. از آبشارهای زیبا و بقیه نقاط دیدنی اش هم اصلا نمی گویم، اما اگر از ترک آبادش بگویم گمان نکنم خاطر دوستمان رنجیده شود.
و اما ترک آباد:
دهی است از دهات طالقان ولی یک روستای خاص. مردمانش عده ای اهل تبریزندکه کوچ می کنند، در طالقان زمینهای همین منطقه ای را که اکنون ترک آباد است میخرندو آنرا به این نام نامگذاری می کنند.خانه هایی می سازند همه یک شکل. اجازه ورودهیچ نوع تکنولوژی وابزار مدرن دنیای امروزی را به این ده نمی دهند، به طوری که الان نه برق دارندنه تلویزیون، نه حتی اتومبیل حق عبور از روستایشان را دارد،گاری هایشان را به قاطر می بندند و اینگونه تردد می کنند.نه کالایی از خارج از ده تهیه می کنند نه محصولشان را به بیرون می فروشند.فقط بین خودشان ازدواج می کنند و غریبه ها را حتی به عنوان مسافر به ترک آباد راه نمی دهند واگر از سر خوش شانسی بتوانید وارد ده شویدمحل سکنای شما اتاقی است که در محل ورودی ده به همین منظور آماده شده، آن هم برای چند ساعت. اگر بتوانید در ده قدم بزنیدمحافظ یا بهتر بگویم مراقب خواهید داشت وهیچ زنی در کوچه پس کوچه های ده نخواهید دید.طبابت را حکیمان انجام می دهند وکودکان در مکتب درس می خوانند!!!
وهمه اینها از آن روست که این گروه از عزیزان ترک هم مانند بقیه شنیده اند که آخر زمان گروهی از یاران حضرت مهدی(عج) از طالقان قیام خواهند کرد و اینگونه امیدوارندشاید آن یاران از بین نوادگان ایشان باشند!!!