هفده و هجده و نوزده شهریور
219897.jpg
سهیل محمودی: شهریور سال ۱۳۶۷ بود. تازه جنگ تمام شده بود و برو و بچه ها پوتین ها را از پا درآورده بودند. قرار گذاشتیم، مراسمی جدی و صمیمانه بر سر مزار جلال آل احمد برپا كنیم. در مطبوعات به شكلی جمع و جور خبررسانی كردیم. روز ۱۸ شهریور رفتیم مسجد فیروزآبادی تنها وسیله تداركاتی ما هم یك میكروفن بود. اما تا دلت بخواهد شوق و شور داشتیم. نسل جوان شاعر و نویسنده كه حالا از جنگ فارغ شده بود و می خواست عرصه های دیگر را طی كند. تقریبا این گروه از جوان های آن سال ها بودیم: ساعد باقری، قیصر امین پور، فریدون عموزاده خلیلی، حسن حسینی، محسن سلیمانی، حسن احمدی، مهرداد غفارزاده، محسن مخملباف، فاطمه راكعی و... و... و... جمع اداره محفل را سپردند به من تا هم چیزهایی بگویم درباره آل احمد و هم برخی را برای سخن گفتن و شعر خواندن دعوت كنم. یادم است آقایان: محبی و شمس آل احمد و رضا براهنی و... از پیشكسوتان حضور داشتند تا هم در سالگرد جلال بر سر تربت او باشند و شاید هم ببینند و بشنوند كه این جوان های پرشور چه حرفی برای گفتن دارند. در همان شلوغی محسن مخملباف كه یكی از همان جمع برگزاركننده این گردهمایی بود، مرا به كناری كشید و گفت: حالا كه این همه جمعیت از این مراسم استقبال كرده، وقت آن است كه نیت ما را به اطلاع همه برسانی... قرار گذاشته بودیم تا بگویم كه می خواهیم سه روز ۱۷ ، ۱۸ و ۱۹ شهریور را به عنوان روز مردم، نویسنده و روحانیت بنامیم. مردم، یعنی كسانی كه از جنس مردم ۱۷ شهریور ۵۷، نویسنده كه نماد آن آل احمد است و روحانیت كه نمونه آن آیت الله طالقانی است... و من با شور و هیجان این نكته را باز گفتم. جمعیت نیز با ما همراهی كرد و این نامگذاری در آنجا تائید شد. آن روز گرم تابستانی سپری شد، اما... نزدیك به ۲۰ سال از آن روز گذشته است. با گذشت این همه سال هنوز هم فكر می كنم آن طرح نامگذاری این سه روز از طرف آن جوان های پرشور در مسجد فیروزآبادی طرحی شایسته بوده. یعنی سرزمین ما نیازمند مردمی از جنس مردم ۱۷ شهریور، نویسندگانی از جان و جنم جلال آل احمد و روحانیتی در حد و اندازه و با اندیشه های آیت الله طالقانی است. آن نامگذاری و طرح ساده نیاز آن روز ما بود و نیاز امروز هم.
... و توفیق از او است