روزنامه همشهری ۱۸ خرداد۱۳۸۵  پنجشنبه
جشن هايي كه نبايد از ياد برد
پنجه پيتُك، آييني بومي و زيبا در طالقان
انسان خسته از جهان صنعتي و گرفتار در هزارتوي ماشين و ماشين زدگي، بيش از هر عصري نيازمند روي آوري به آيين ها و جشن هايي است كه ريشه در سرشت آدمي و ارتباط ديرين او با طبيعت پيرامونش دارد. اين آيين ها در نزد هر قوم و نژادي و با هر زبان و رفتاري، در عين حال، سپاسگزاري از پروردگار تواناست.
بسياري از جشن ها و آيين هاي ايراني عموماً ريشه در خاك اين مرز و بوم داشته و بعد از اسلام نيز به حيات خود ادامه داده است؛ مثل عيد نوروز كه حتي احاديث معتبري براي آن وارد شده است.
اين جشن ها فضاي محبت و آشتي را در ميان جامعه توسعه مي دهد و از خشونت ها مي كاهد و باعث تقويت بنيان هاي همبستگي ملي مي شود.
ميراث و بقاياي يكي از اين جشن ها كه ريشه در آيين هاي كهن ايراني دارد، هنوز در طالقان با نام پنجه پيتك (Panjeh pitok) باقي است و كم وبيش برگزار مي شود. اين آيين تا چند دهه پيش به طور گسترده برگزار مي شد، اما با هجوم فرهنگ شهرنشيني، اين آيين نيز به دست فراموشي سپرده شده و مي رود كه از يادها برود:
بكوشيد تا رنج ها كم كنيد
دل غمگنان شاد و خرم كنيد
چو روزي به شادي همي بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد؟
حكيم ابوالقاسم فردوسي
امسال پس از گذشت سال ها كه جشن بسيار زيبا و جذاب پنجه پيتك به فراموشي سپرده شده بود، اين آيين زيبا در روستاي «سوهان» از قراي پايين طالقان و در شمال سد جديد طالقان با حضور پرشور عده زيادي از مردم برگزار شد. اين آيين، با تاب بستن با استفاده از طنابي كه با موي بز بافته شده، آغاز مي شود. افراد هنگام تاب خوردن با فرياد كشيدن، شادي خود را ابراز مي دارند. زنان و دختران با چيدن سبزي هاي صحرايي و پختن غذاهايي بسيار لذيذ با همين سبزي ها در جشن مشاركت دارند. بخش ديگري از اين آيين، بازي تب كشني (Tab kashani) شبيه به بازي بيس بال است كه يك بازي بسيار جذاب و پرتحرك مي باشد.
در طالقان و در ايام پنجه كه ۲۵ فروردين ماه هر سال است و در واقع دربرگيرنده ۵روز آخر ماه مي باشد، آيين پنجه پيتك برگزار مي شد. به همين مناسبت نان هاي لذيذي با نام هاي كلوچه پيتك، شيريني خانگي اگردك (Agordak) و پيتك پلو هم پخته و عرضه مي شد. هر چند شرح كامل و جزئيات اين آيين زيبا، در اين مجال نمي گنجد.
اما با نقل يك شعر زيباي طالقاني كه مربوط به همين آيين است، آن را پايان مي برم:
بهار گل بهار من نميرم
تابستون وقت كار من نميرم
زمستون جمع كنم يه مشت قوتي
پنجه پيتك حصار من نميرم
محمدعلي صالحي طالقاني