یادی از سید الشعرای انقلاب" سید حسن حسینی"
دوشنبه 1391/01/21به مناسبت فرا رسیدن ایام در گذشت:
«مادرم
پرسشی زایید سرگردان
که چهل پاییز بی پاسخ
چرخید
و پیش پای تو افتاد
این سؤال سه حرفی»
«سید حسن حسینی» اول فروردين ماه ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. بیآنکه بداند سرنوشت او را با فروردین گره زدهاند. فروردین همیشه برای او ماه متولد شدن بود. تولد در عالم فانی و تولد در عالم باقی...
اصالتاً اهل طالقان بود. صفای باطنش اما از جنوب شهری بودنش نشأت میگرفت. متولد محلهی سلسبیل، بزرگ شدهی نازی آباد.
«سید حسن حسینی هستم. متولد ۱۳۳۵ محله سلسبیل تهران، بزرگ شده نازیآباد و نیروی هوایی. بعد، دیپلم طبیعی، لیسانس تغذیه، فوق لیسانس و دکترای ادبیات فارسی. به زبان مادریام، به زبان عربی و زبانهای ترکی و انگلیسی هم تقریباً آشنایی دارم؛ البته در حد استفاده از منابع و مآخذ و احیاناً صحبت کردن و نوشتن.
تقریباً از سال ۱۳۵۲ نوشتن و سرودن را آغاز کردم. در مطبوعات قبل از انقلاب، مـجله فردوسی جایی برای عرضه کارهای تمرینی من بود.
بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ با بقیه دوستان، حوزه اندیشه و هنر اسلامی را که بانیانش استاد محمدرضا حکیمی بودند و آقای رخصفت و نیز، آقای تهرانی و آقای آیتالله امامی کاشانی، تقریباً میشود گفت که راهاندازی کردیم و بخش ادبیات و شعرش را من بودم و آقای امینپور و دوستان دیگر و آقای سلیمانی در ادبیات داستانی، آقای خسروجردی و آقای صادقی در هنرهای تجسمی و دوستانی مثل آقای سراج و بعدها آقای نفر در موسیقی و بعد هم آقای مخملباف در ادبیات داستانی و تئاتر و بعد هم سینما.
تا سال ۶۶ در حوزه هنری بودم. در سال ۶۶ در اثر اختلافاتی که با مدیر وقت حوزه هنری داشتیم، دستهجمعی اخراج شدیم. بعد هم به تدریس در دانشگاه الزهرا روی آوردم. از سال ۶۷ در دانشگاه تدریس کردم
عمدتاً ادبیات فارسی و ادبیات عرب تدریس میکردم. بعد در دانشگاه آزاد (واحدهای مختلف) بهویژه در دانشگاه آزاد اسلامی ورامین، نزدیک ۷ سالی تدریس کردم. بعد خودم داوطلبانه تدریس را کنار گذاشتم. از سال ۷۸ هم در رادیو هستم، (در واحد ویرایش). البته در زمان جنگ، سال ۵۹ وقتی که میخواستم ازدواج کنم در دوره آموزشی به سر میبردیم، جنگ شروع شد.
«سید» از همان قبل از انقلاب، از ۱۳۵۲ شعر میسرود و گاهی شعرهایش در مجلهی فروسی چاپ میشد؛ البته آنها که قابل چاپ بودند. بقیه را که در آنها دعوت به قیام میکرد، بعدها در کتاب «همصدا با حلق اسماعیل» چاپ كرد.
در همان روزگاری که «قیصر امینپور» در دانشگاه تهران دامپزشکی میخواند و داشت به این نتیجه میرسید که هیچگاه دامپزشک خوبی نخواهد شد، «سید» مشغول تحصیل در رشتهی علوم تغذیه دانشگاه مشهد بود و البته به همان چیزی میاندیشید که قیصر! تغییر رشته!
هر دو در سال ۵۸ فارغ التحصیل شدند. تحصیلی که هیچ کدام را راضی نمیکرد. شاید به خاطر همین هم بود که دست روزگار آنها را در نهاد تازه تأسیس حوزهی هنری با هم آشنا کرد تا تابلویی زیبا از رفاقت شوند برای دیگران.
مگر میشد که مثل «سید» و «قیصر» انقلابی بود و نسبت به تهاجم دشمن بی تفاوت ماند؟
درست در سال ۵۹، وقتی که می خواست ازدواج کند، برای خدمت سربازی راهی جنگ شد. خود «سید» چنین تعریف میکند: «با اینکه رشتهام بهداری بود، اما رادیو ارتش را به من سپردند. چند سالی آنجا در مسایل تبلیغی جنگ و ابلاغ پیامها در رادیو ارتش کار کردم، تا بعد از آزادی ِ خرمشهر. بعد از آزادی خرمشهر، من، یکی دوسالی در رادیو ارتش ماندم که جنگ تمام شود، دیدم جنگ تمام شدنی نیست، باز برگشتم به حوزه ی هنری.»
در سال ۶۳ اولین کتاب «سید» به چاپ میرسد؛ «همصدا با حلق اسماعیل». مملو از اشعار انقلابی «سید حسن حسینی». او در این مجموعه در وصف «حضرت امام خمینی(ره)»، شهدای هفتم تیر، «شهید رجایی» و «شهید باهنر»، «آیت الله دستغیب» و «دکتر شریعتی» شعرهایی سروده است. بهاريه نخستين غزل حسيني در این کتاب است كه به مناسبت ورود «حضرت امام (ره)» به وطن سروده شده: (منبع: سایت سوره مهر)
بهاران آمد و بگشود بر ياران دري ديگر
نظر بر خاك ميهن كن كه بيني منظر ديگر
ببين مهر فروزان را كه ديگرگونه ميتابد
تو گويي پرتوافشاند ز بام خاوري ديگر
در روزهای جنگ، «قیصر» همرزمش بود. «قيصر» قرابت و رفاقتش با «سید» را این گونه توصیف میکرد: «ما مراعات النظير هم هستيم...»
البته محفل عشق بازی این دو، ضلع سومی هم داشت: «سلمان هراتی». اما همرزم روزهای جبهه و همبزم شعرخوانیهای این دو، خیلی زود از میان آنها پر کشید. «سلمان» در سال ۶۵ با یک تصادف رانندگی رفتنی شد.
یک سال بعد، او همراه با تعداد زیادی از همکارانش از جمله «قیصر»، در اثر اختلاف با «حجت الاسلام محمد علی زم» -مدیر وقت حوزه که ظاهراً در طرد نیروهای انقلابی ید طولایی داشت- از حوزه اخراج شدند. «سید» آن قدر در ترک حوزه مصمم بود که با «یوسفعلی میرشکاک» بر سر همین که چرا با آنها حوزه را ترک نکرده، ده سال قهر کرد!
«سید» در مورد اوضاع حوزهی هنری در روزگار مدیریت آقای «زم»، دو شعر هم سروده است که به شدت انتقادی است. در یکی از این شعرها چنین میسراید:
روی بلندترین درخت
کلاغی نشسته است
و با منقار بلندش
رسیده ترین خرمالو را
خالی می کند
زمستان نزدیک است
باید به فکر "سوخت" بود
ساز اره های برقی کوک است
دارند درختهای حوزه را
اره می کنند!
معروف بود که او زبان تند و گزندهای دارد. به خصوص در اواسط دههی شصت که شعرهایش لحن اعتراضی به خود گرفته بودند. شاید همین هم باعث اخراجش از حوزه شد. به هر حال «سید» همیشه میگفت:
«زبانی که حق را نگوید
فقط به درد لیسیدن
بستنی قیفی میخورد!»
بعد از اخراج از حوزه، برای تدریس ادبیات فارسی و ادبیات عرب به دانشگاه الزهرا رفت و البته بیش از هر چیزی در اندیشهی ادامهی تحصیل بود. بر خلاف «قیصر» که ابتدا جامعه شناسی را انتخاب و بعد از انصراف از آن، به سراغ ادبیات رفت، «سید» یک راست ادبیات را انتخاب کرد و مثل یار غارش تا اخذ دکترا پیش رفت.
در دوران سازندگی، به وضعیت دولت معترض بود. بعدها در مصاحبهای با خبرگزاری مهر چنین گفت: «مسئولان مملكتی و دولتی ما باید برگردند به سادهزیستی. به ساده زیستی كه در جوهرهی انقلاب مستتر بود؛ اما در دوران به اصطلاح سازندگی به فراموشی سپرده شد.»
حول و حوش سال ۷۸، تدریس را به طور کامل کنار گذاشت. شاید علتش را در این شعر کوتاه بتوان فهمید:
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به "نگهبانی" داد!
«سید» بیش از هر چیزی در رثای شهیدان شعر میگفت. او از همان آغاز شعر جنگ، شعر دفاع مقدس و شعر مربوط به جنگ را از هم تفكيك میكرد. در نظر او، شعر مربوط به جنگ همان شعر ضدّ جنگ است و البته حسينی از عنوان ضدّ جنگ استفاده نمیكرد؛ زيرا معتقد بود «معنای ضمنی اين نامگذاری، جنگ طلب دانستن عناصر متعلق به شعر جنگ و شعر دفاع مقدس است.» او اين دسته اشعار را دنبالهی تقليدی اشعار اروپايی و آمريكايی و منقطع از احساسات ملی ــ مذهبی كشور به شمار میآورد. (منبع: یادداشت «فرزانهی آزاداندیش» سایت سوره مهر)
وقتی به خاطر همین شعرهای درخشانش در حوزهی دفاع مقدس، به عنوان شاعر برگزيدهی دفاع مقدس انتخاب و قرار شد جايزهای بگيرد، با همان طنز هميشگی در كلام و شعرش خيلی راحت جواب داده بود: «تير و تركشاش را ديگران خوردند و حالا جايزهاش را ما بگيريم؟!» (منبع: یادداشت «مومن پارسا» سایت سوره مهر)
در بسیاری از اشعارش یک طنز ناب دیده میشد:
آجیل ها و تقویم
به بهار گواهی میدهند
اما در این میان
تکلیف بخاری
روشن نیست!
تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!
رهبر فرهیختهی انقلاب به «سید حسن حسینی» علاقهی ویژهای داشت. چنانکه از ایشان نقل شده است: «بعد از ظهر بود، میخواستم بخوابم. یک کتاب نقد ادبی را که نویسندهی آن یکی از همین بچههای انقلاب بود («شعر معاصر عرب« اثر سیدحسن حسینی)، دستم گرفتم و خواندم. به قدری من تحت تأثیر قرار گرفتم که خواب از سرم پرید و از خوشحالی گریهام گرفت. گفتم الحمدلله بچههای انقلاب این گونه به میدان پا گذاشتهاند و دارند میآیند و کارهای جسورانه میکنند...»
همچنین از دکتر حداد عادل نقل شده است که: «در شب شعری که شاعران انقلاب هر ساله در نیمهی ماه رمضان در حضور رهبری برگزار میکنند، حسینی مثل همیشه در کنار قیصر و در یک قدمی آقا نشسته بود... آقا بعد از آن شب، چند بار با من دربارهی دانش و هنر او صحبت کردند و سفارش کردند که باید قدر او را دانست. مخصوصاً از کتاب «مشت در نمای درشت» او تعریفها میکردند...» (منبع: یادداشت «فرزانهی آزاداندیش» سایت سوره مهر)
اما این رابطه یک طرفه نبود. «محسن مومنی» -مدیر فعلی حوزهی هنری- از علاقهی متقابل بین او و رهبرش میگويد: «كسانی كه در جلسهی ديدار شاعران با رهبر معظم انقلاب بودند، همه ديدند كه ايشان با «سيد حسن حسينی» چه برخورد صميمانهای كردند و آن دو چطور همديگر را در آغوش گرفتند... فردای آن روز كه «سید» به حوزه آمد، خيلی متفكر بود. گفت: فلانی، آقا به من لطف ويژهای دارند، اين وظيفهی من را سنگينتر میكند... بعدها خاطرات زيادی از دوستیشان با آقا برای من تعريف كرد و اين كه مدتی بعضیها شيطنت كرده بودند تا بين ما و ايشان جدايی بيندازند...»
سرانجام دكتر «سيد حسن حسيني» در نهم فروردين ماه ۱۳۸۳، بر اثر سكته قلبي، روي در نقاب خاك كشيد و همه متوجه شدند که او انگار با فروردین سر و سری داشته است. بله! «سید» بهاریترین شاعر دنیا بود.
رهبرش بعد از مرگ او چنین در وصفش گفت:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
با اندوه و تاسف بسیار، خبر درگذشت شاعر و هنرمند عزیزمان آقای سید حسن حسینی را شنیدم. این داغ بزرگی بر دل جامعهی هنری و ادبی انقلاب است. این انسان فرزانه و آزاداندیش و این مومن پارسا و با فضیلت، یکی از نمونههای برجستهی امروز و یکی از امیدهای آینده بود. در شعر و ادب و نیز در پژوهش و تاملات محققانه، خرد و ذوق و ابتکار، شاخصه های کار او بود. مشاهدهی فرآوردههای ذهن خلاق او همواره برای اینجانب اعجاب آور و تحسین انگیز بود. در گذشت او خسارت بزرگی برای اصحاب هنر وادب است. این حادثهی تلخ را به بازماندگان آن عزیز و نیز دوستان و همکارانش و به همهی دلبستگان به زبان و ادب و شعر فارسی تسلیت میگویم و از خداوند متعال فیض و رحمت و مغفرتش را برای آن فقید مسئلت میکنم.
سید علی خامنه ای ۹/۱/۱۳۸۳ (منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای)
قیصر امین پور هم بعد از مرگ «سید» چنین سرود:
سنگ ناله میکند: رود، رود بیقـــــــــرار
کوه گریه میکند: آبشـــــــــار، آبشـــــار!
آه ســــرد میکشد باد، باد داغـــــــــــدار
خاک میزند به سر، آسمان ســـــــــوگوار
ســـــــــرو از کمر خمید، لاله واژگون دمید
برگ و بار باغ ریخت، سبز سبز در بهــــــار
ذره ذره آب شد، التهـــــــــاب آفــــــــــتاب
غرق پیچوتاب شد، جستوجوی جویبــــار
در لبش ترانه آب، از گدازههـــــــــــای درد
در دلش غمی مذاب، صخره صخره کوهوار
از سلاسه ســــحاب، از تبار آفــــــــــــتاب
آتش زبان او، ذوالفـــــقـــــــــــــــــار آبدار
باورم نمی شود، کی کسی شنیده است
زیر خاک گم شوند، قلههای اســـــــــتوار؟
بیتو گر دمی زنم، هر دمی هزار غـــــــم
روی شانهی دلم، هر غـــمی هـــــزاربار
هر چه شـعر گل کنم، گوشهی جمال تو!
هر چه نثر بشـــــکفم، پیش پای تو نثار
از دکتر محمد رضا ترکی نقل شده است که مرحوم «سید» وصيت کرده بود که اين بيت را روی سنگ قبرش بنويسند:
هيچکس داد من از فرياد جانفرسا نداد
عاقبت خاموشی مطلق به فريادم رسيد
اما این تنها وصیت او نبود. «سید» وصیت کرده بود همراه با پیکرش، کتاب «گنجشک و جبرئیل» را هم دفن کنند. امید داشت بعد از مرگ بابت همین کتاب شفاعتش کنند.
بعد از رحلت او، «قیصر امینپور» همراه با «محمد رضا عبدالملکیان» در آثار منتشر نشدهای که خانوادهی «سید» در اختیار آنها گذاشته بودند، کنکاشی كردند و حاصل آن شد مجموعه شعر سپید «از شرابههای روسری مادرم» در وصف حضرت فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها. قیصر در مقدمهی این کتاب چنین مینویسد:
«وقتی برای گزینش دفتری از میان اشعار آزاد و سپید «سید» همراه با آقای عبدالملکیان آثاری را که خانوادهی محترمش در اختیار ما گذاشته بودند، مرور میکردیم، دیدیم بعضی از کارها انگار حال و هوا و رنگ و بوی ویژهای دارند؛ در همهی آنها به گونهای سخن از مادری در میان بود که گاه چندان نزدیک مینمود انگار مادر زمینی خود شاعر است، و گاه چندان دور، با صفاتی آنچنان آسمانی که او را از مادر زمینی به فراسوها و فراسوترها میبرد... در عین حال سخن از کوچ مادر در میان بود، حال آنکه در تاریخ سرودن این شعرها و تا یکسال پس از کوچ نابههنگام سید، مادرش زنده بود و سرزنده! بهشت زیر پایش باد! چنین شد که موضوع شعرها را دریافتیم و ترجیح دادیم که آنها را جداگانه در دفتری، اگرچه کم حجم، فراهم بیاوریم.»
کسی چه میداند. شاید برگ برندهی «سید» در عالم باقی بیشتر از همه، همین شعرهایی باشد که تا زمان حیاتش آنها را منتشر نکرد. شعرهایی در مورد مادرش فاطمه زهرا سلام الله عليها.
آثار ایشان عبارتند از:
همصدا با حلق اسماعیل (شعر، سال ۱۳۶۳ انتشارات سوره مهر)
برادهها (مجموعهای از تأملات اجتماعی و ادبی، سال ۱۳۶۵ انتشارات سوره مهر)
بیدل، سپهری و سبک هندی (پژوهشی در زمینهٔ سبکشناسی، سال ۱۳۶۷)
گنجشک و جبرئیل (شعر، سال ۱۳۷۰ نشر افق)
مشت در نمای درشت (مقایسهٔ ادبیات و سینما از طریق معانی و بیان، سال ۱۳۷۱)
گزیدهٔ شعر جنگ و دفاع مقدس (شعر، انتشارات سوره مهر)
نوشداروی طرح ژنریک (شعر طنز، انتشارات سوره مهر)
طلسم سنگ (نثرهای عاشورایی، انتشارات سوره مهر)
شقایق نامه
در ملکوت سکوت (شعر)
از شرابههای روسری مادرم (شعر، انتشارات انجمن شاعران ایران)
سفرنامهٔ گردباد (شعر، انتشارات انجمن شاعران ایران)
ترجمه:
حمام روح (ترجمهٔ گزیدهای از آثار جبران خلیل جبران، سال ۱۳۶۴)
نگاهی به خویش (مصاحبه با شاعران و نویسندگان معاصر عرب، همراه با موسی بیدج)
آب و فاضلاب روستايي استان تهران
چهارشنبه 1390/12/24| بازديد فرماندار و رئيس دادگاه طالقان از محل بداشت غير قانوني آب در منطقه |
| تعداد بازديد : 936 |
| منبع : آب و فاضلاب روستايي استان تهران |
| گروه : اخبار عمومي |
به گزارش روابط عمومي و آموزش همگاني شركت آب و فاضلاب روستايي استان تهران مدير عامل و معاون طرح و توسعه اين شركت همراه با رئيس دادگاه عمومي و معاون فرماندار شهرستان طالقان جهت بررسي دقيق پرونده برداشت غير قانوني آب از يكي از چشمه هاي طالقان در آسمان اين منطقه پرواز كردند.
مهندس بيات معاون طرح و توسعه آبفار تهران در اين خصوص گفت شركت آبفار تهران در تلاش است تا جهت جلوگيري از هرگونه تجاوز غيرقانوني افراد به منابع آب شرب روستاييان برخورد نمايد.
وي افزود: بنا به گزارش هاي رسيده خبردار شديم شخصي از روستاي كش كه در مجاورت روستاي سوهان شهرستان طالقان قرارداد به صورت غير قانوني از چشمه واقع در روستاي سوهان آب برداشت مي نمايد كه جهت اعتراض شكوائيه اي به دادگاه عمومي طالقان تقديم شده است.
مسئولين شركت آبفار استان تهران نيز جهت شفاف سازي موضوع همراه با رئيس دادگاه و معاون فرمانداري شهرستان با هماهنگي هاي انجام شده با پشتيباني شركت هلي كوپتر سازي ايران زيرنظر فرودگاه مهرآباد تهران جهت بازديد از منطقه و موقعيت چشمه مذكوردر آسمان منطقه پرواز كردند. |
| نويسنده : حسن محبوبی فرد |
| پست الکترونيک : |
| تاريخ : 24/7/1390 |
| دبير خبر : لیلا کریمی |
| پست الکترونيک : |
| زمان تاييد خبر : 24/7/1390 |
| بازگشت |
مخزن 1000 متر مکعبی در روستا ی سوهان
دوشنبه 1390/12/01متن کامل گاز رسانی طالقان
جمعه 1390/07/29
به گزارش خبرنگار مهر، استاندار البرز شامگاه چهارشنبهدر مراسم آغاز عملیات اجرایی خط انتقال گاز طالقان گفت:با وجود 33 سال تحریم توانسته ایم با همت بلند ملت ایران، کشور خود را روز به روز آبادتر کنیم.
عیسی فرهادیبا اشاره به حضور رهبر معظم انقلاب در جمع مردم کرمانشاه گفت: مردم ولایتمدار این استان رهبر عزیز خود را همچون نگینی در برگرفته و به این حرکت خود افتخار می کنند.
استاندار البرز در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: با وجود بی مهریهایی که نسبت به عملکرد دولت نهم و دهم شده، به جرات می توان گفت که این دولت اقدامات کم نظیری را در بحث ایجاد اشتغال و هدفمندی یارانه ها انجام داده است.
مردم طالقان دومین خدمت بزرگ دولت دهم را دریافت کردند
این مسئول اضافه کرد:با اجرایی شدن خط انتقال گازی شهری به طالقان، مردم این منطقه دومین خدمت بزرگ دولت دهم را پس از شهرستان شدن دریافت کردند.
استاندار البرز همچنین با بازدید از محل احداث شهرک صنعتی غیر آلاینده دستور رسیدگی و طی کردنهر چه سریعتر مراحل قانونی جهت ایجاد این شهرک را به مدیران کل حاضر در این جمع صادر کرد.
فرهادی در ادامه سفر خود به شهرستان طالقان با حضور در محل جاده جدید هشتگرد طالقان از نزدیک به بررسی روند احداث این جاده و تونل آن پرداخت و از پیمانکاران خواست تابه عملیات اجرایی احداث جاده و تونل سرعت بیشتری بخشند.
دو طرح کلنگزنی شد
استاندار البرز در سفر یک روزه خود به شهرستان طالقان همچنین دو طرح احداث ادامه بلوار آیت الله طالقانی به مسیر بخش بالا طالقان و فاز اول احداث جاده کمربندی شهر طالقان را کلنگ زنی کرد.
احمد بهزادی شهردار طالقان در گفتگو با خبرنگار مهر درخصوص این پروژه ها گفت: پروژه احداث ادامه بلوار آیت الله طالقانی به طول 800 متر و عرض 24 متراست که با اعتباری بالغ بر 9میلیارد ریال اجرا خواهد شد.
شهردار طالقان پروژه فاز اول جاده کمربندی شهر طالقان را نیز از دیگر پروژه هایی دانست که کمک شایانی به حل مشکل ترافیک شهر طالقان می کند.
این پروژه تاپایان سال جاری اجرا و به پایان می رسد
وی گفت: این پروژه نیز به طول 500متر و با اعتبار بالغ بر 9 میلیارد ریال تا پایان سال جاری اجرا و به پایان خواهد رسید.
خط انتقال گاز شهری به شهرستان طالقان به قطر12 اینچ و طول 25 کیلومتر است.
این پروژه که از محل دور سوم سفرهای استانی ریاست جمهوراست، در مدت 450 روز و با اعتباری بالغ بر 52 میلیارد ریال اجرا می وشد.

